پرینت

توانبخشی اتیسم با شیوه تحلیل رفتار به کار بسته (ABA)

اتیسم اختلالی است که با تاخیرهای گسترده در تحول زبان و اجتماعی شدن و وجود رفتارهای کلیشه­ای، تکراری یا علائق غیر کاربردی مشخص می­شود. گر چه مجموعه­ای از درمان­ها برای اتیسم وجود دارد، اما تعداد بسیار کمی از آنها مورد پژوهش علمی قرار گرفته­اند. تنها درمانی که در نتیجه انجام پژوهش­های تجربی تایید شده است درمانهای بر پایه تحلیل رفتار به کار بسته یا (ABA) هستند و به عبارتی تحلیل رفتار به کار بسته (ABA)، در حال حاضر معروف­ترین و مورد تاییدترین رویکرد حمایت از رشد کودک مبتلا به اتیسم و اختلالات مرتبط می­باشد. ABAبه معنی استفاده از اصول انگیزش و یادگیری برای آموزش موثر است. نکته اصلی در این روش این است که پیامدهای کاری که ما انجام می­دهیم بر چیزی که یاد می­گیریم و کاری که قرار است در آینده انجام دهیم اثر می­گذارد. استفاده از این شیوه باید در سنین پایین شروع شود و برای افزایش کارآمدی آن به صورت فشرده ارائه گردد. به طوریکه نتایج نشان می­دهد دست کم 30 ساعت آموزش انفرادی در هفته به مدت بیش از یک سال بهترین نتیجه را در پی خواهد داشت، اما به طور معمول طول مدت درمان با این شیوه دو سال یا بیش از دو سال می­باشد. موسسات بسیاری درمان به شیوه ABA را به عنوان بهترین شیوه درمان اتیسم تایید می­نمایند، از جمله: آکادمی پزشکی اطفال آمریکا، دپارتمان سلامت ایالت نیویورک، آکادمی ملی علوم و ... .

یک برنامه جامع ABA (تحلیل رفتار به کار بسته) موارد زیر را در بر می­گیرد:

آموزش کوشش آزمایشی: که فرصت­های یادگیری را خرد می­کند و آن را به دستورالعمل­های معلم به شاگرد کنترل شده تقسیم می­کند، به عنوان مثال مربی دستورالعملی را به کودک ارائه می­دهد، کودک به آن پاسخ می­دهد، در صورتیکه پاسخ صحیح باشد، مربی تقویت­کننده را رائه می­دهد و در صورتیکه صحیح نباشد، مربی پاسخ کودک را تصحیح نموده و دوباره پرسش را مطرح می­کند.

آموزش محیط طبیعی: در این بخش از آموزش ABA، آموزش در محیط طبیعی اتفاق می­افتد، موقعیت­هایی که در کودک انگیزه ایجاد کند ترتیب داده می­شود، رفتار درست ترغیب و پاسخ درست تقویت می­شود. از این شیوه بیشتر در مورد مهارت­هایی استفاده می­شود که پیشتر با آموزش کوشش آزمایشی آموزش داده شده است.

ایجاد توانایی در کودک برای ارائه پاسخ دقیق و سریع با تعمیم بهتر: در سطوح پیچیده­تر مهارت­ها استفاده از این تکنیک به کودک کمک می­کند، عملکردش را حفظ کند و علی رغم وجود عوامل پرت­کننده حواس درست عمل کند و مهارتی را که آموخته، تعمیم دهد. و در نهایت با ترکیب مهارت­هایی که آنها را یاد گرفته مهارت جدیدی را کسب نماید.

رفتار کلامی: این تکنیک برای آموزش زبان استفاده می­شود. زبان با توجه به عملکرد به طبقاتی تقسیم می­شود که به درمانگر یادآموری می­کند که تمام کارکردهای یک کلمه را به کودک آموزش دهد.

رفتارهای نامناسب: ABA معتقد است کودک از طریق رفتار نادرست چیزی را که می­خواهد به دست می­آورد. پس در این شیوه برای حل مشکل رفتاری اولین قدم ارزیابی کاربردی است. بدین معنا که آنچه کودک با رفتار نامناسب به دست می­آورد ارزیابی می­شود. قدم بعدی این است که تقویت­کننده­ها به هیچ عنوان دیگر پس از بروز رفتار نامناسب ارائه نشود (خاموشی). سپس باید رفتار مناسبی به کودک آ موزش داده شود که از طریق آن آنچه را می­خواهد به دست آورد. مثلاً درخواست زنگ تفریح به جای پرت کردن اشیا.

تکنیک گردآوری اطلاعات: یک شیوه خوب ABA از پیشرفت کودک داده­های زیادی را گردآوری می­کند. به عنوان مثال فراوانی بروز رفتار نامناسب یا میزان یا درصد ارائه درست مهارتی که کودک آموخته و به صورت عدد و رقم این موارد در هر جلسه ثبت می­شود و هدف این است که فراوانی یا نسبت رفتار نامناسب کاهش یابد و فراوانی یا نسبت پاسخ درست افزایش یابد.

در نهایت در شیوه ABAبرنامه­ریزی برای تعمیم مهارت­های آموخته شده اتفاق می­افتد. به این صورت که مهارت در محیط­های مختلف، با مربی­های مختلف، در ساعات متفاوت روز و به شیوه­های مختلف تمرین می­شود.

به طور کلی در این شیوه مهارت ابتدا از طریق کوشش آزمایش مستقیم، آموزش داده می­شود، سپس از طریق محیط طبیعی تمرین می­شود و در نهایت در فضاهای مختلف به تعمیم دهی پرداخته می­شود.

ABA یک برنامه جامع است که حوزه­های مختلفی را پوشش می­دهد، شامل: مهارت­های آموزشی، مهارت­های اجتماعی، شناخت، کارکردهای اجرایی، حرکت، مهارت­های انطباقی، بازی و زبان.

به همین دلیل این شیوه اگر به تعداد ساعات لازم انجام شود، برای یک کودک مبتلا به اتیسم کافی است و این کودکان نیازی به شیوه­های دیگر ندارند. پژوهش­های گوناگون اثربخشی این شیوه را تایید نموده­اند، از جمله: لوواس (1987)، اسمیت (2000)، سالوز (2005)، هووارد (2005)، کوهن (2006)، ایکست (20067)، رمینگتون (2007)، پری (2008)، گرانپیشه و همکاران (2009)، ناژدوسکی (2010)، هلث (2010).